ما نمی توانیم مستقیماً فرزندان را در برابر زندگی محافظت کنیم، در واقع باید تلاش کنیم به آن ها یاد دهیم به طور کارآمدتری با موقعیت های زندگی مواجه شوند. بهتر است به آن ها فرصت هایی دهیم تا پیامدِ اعمال شان را ببینند، تجربه کنند و از اشتباه ها بیاموزند. عقیده روانشناسی این است که پند و اندرز و نصایح فقط حال آن ها را به هم می زند و موجب می شود مدام به این فکر کنند که گیر بزرگسالانِ نق نقو نیفتند. تنبیه نیز نتیجه عکس می دهد، چون کودک از واکنش ما احتمالاً خشمگین، آشفته و آزرده شده و متوجه بدرفتاری اش نمی شود.
در واقع او در نمی یابد رفتارش نادرست، خطرناک و ناکارآمد است و از همه مهم تر یاد بگیرد نباید بدرفتاری کند چون اینکار ما را عصبانی کرده یا تا مادامی که مچ اش را نگرفته ایم بدرفتاری اشکالی ندارد.
بهخاطر حفظ پیوند رفتار و نتیجه آن خوب است بین مجازات و پیامدهای منطقی تفاوت قایل شوید.