پرخاشگری چیست

پرخاشگری چیست ؟

پرخاشگری در روانشناسی و دیگر علوم رفتاری و اجتماعی، به معنی رفتاری است که منجر به آزار و درد می‌ شود. پرخاشگری رفتاری است که به قصد آسیب رساندن (جسمانی یا زبانی) به فردی دیگر یا نابود کردن دارایی دیگران.
پرخاشگری می‌ تواند باعث آسیب رساندن به دیگران از نظر عاطفی و جسمی بشود. با پرخاش کردن، اطرافیان با حرف‌ ها یا حرکات بدون کنترل فرد دچار آسیب روحی و جسمی می‌ شوند. پرخاشگری، مرزهای اجتماعی را نقض می‌کند و زیر پا می‌ گذارد. این مشکل باعث ایجاد خِلل در روابط می‌ شود. البته گاهی همه‌ افراد، رفتارهای پرخاشگرانه‌ ای از خود نشان می‌ دهند که طبیعی است، اما زمانی که به‌ صورت مکرر رخ بدهد، مراجعه به پزشک لازم می‌ شود.
وقتی در شرایط هستید که شما مجبور به پرخاشگری می‌ شوید، احساس آزردگی و بی‌ قراری به شما دست می‌ دهد و فشاری را روی خود احساس می‌ کنید. کنترل رفتار در چنین موقعیت‌ هایی دشوار می‌ شود و امکان دارد که ندانید چه رفتارهای اجتماعی در آن موقعیت مناسب هستند.

گاهی ‌اوقات هم برخی از افراد به‌ طور عامدانه دست به پرخاش و عصبانیت می‌ زنند. مثلا ممکن است شخصی با هدف انتقام گرفتن یا آزار و تحریک شخصی دیگر دست به رفتارهای پرخاشگرانه بزند. پرخاشگری نسبت به خود هم وجود دارد. در هر حال باید تلاش کنید تا علت و ریشه‌ی رفتارهای این‌ چنینی را در خود کشف کنید و تشخیص بدهید.

دلایل پرخاشگری

دلایل بسیاری می‌ تواند موجبات پرخاشگری فرد را فراهم کند:

  • وضعیت سلامت جسمی؛
  • وضعیت سلامت روحی؛
  • ساختار خانواده؛
  • روابط با دیگران؛
  • محیط کار یا تحصیل؛
  • عوامل اجتماعی یا اقتصادی-اجتماعی؛
  • رفتارها و ویژگی‌ های فردی؛
  •  تجربه‌ های زندگی.

فرآیند خشم و پرخاشگری چگونه است؟

فرایند خشم و پرخاشگری سه مولفه دارد که از هر کدام اطلاعات زیادی می توان به دست آورد .

1- اولین مولفه احساسات پیش از خشم است. خجالت زدگی ، گناه ، نا امیدی ، آزردگی و اضطراب و حتی احساسات بدنی مانند فشار در شکم ، شانه و فک و صورت می تواند پیش درآمدی بر بیرون ریزی خشم باشد . افزایش دمای بدن ، سنگینی قلب ، سر درد و لرزش آغاز گر انفجار خشم می باشند . رفتار پرخاشگرانه قادر است تمام این احساسات ناخوشایند را به تعلیق در آورد.

2- دومین مولفه افکار محرک است که شامل خاطرات و تصاویر دردناک که به واسطه حادثه ای سرکوب شده اند و دوباره به یادمان می آیند . تجدید خاطرات آسیب ها ، شکست و فقدان های گذشته ممکن است ناخوشایند بوده و تلاش برای اجتناب از آن ها شود . افکار محرک اغلب طرف مقابل را فردی قربانی نشان داده و درد و رنج را به گردن فرد دیگری می اندازد و برچسب هایی مانند احمق ، نالایق ، خود خواه به فرد می چسباند .

3- سومین مولفه برانگیختگی بدنی می باشد که ممکن است به تدریج یا به شکل موجی ناگهانی از بیرون ریزی باشد و مولفه ی بعدی انگیزه ای برای اقدام شکل می گیرد که این اقدام اغلب از افکار محرک و برانگیختگی بدنی شکل می گیرد و در نهایت رفتار پرخاشگرانه که آخرین و مخرب ترین بخش می باشد که با فریاد زدن ، مقصر دانستن دیگران ، پرخاش کردن ، کتک زدن ، شکستن اشیا و … است حتی قطع کردن صحبت ، طعنه زدن ، غیبت کردن ، فاصله گرفتن جسمی و عاطفی از موارد دیگر باشد.

 

نظر روانشناسان در رابطه با پرخاشگری

فروید روانکاو مشهور معتقد است که ما میل خود تخریبی به نام غریزه مرگ داریم و آن را در غالب پرخاشگری به دیگران معطوف می کنیم. مطالعات نشان می دهد که عوامل ژنتیکی، تغییرات در برخی نواحی مغزی و به عبارتی تغییر در کارکرد مغز و همچنین انتقال دهنده های عصبی و هورمون ها با رفتار پرخاشگرانه رابطه دارند. الکل با تاثیر گذاری بر مغز، قید و بند ها را سست می کند و با خشونت و پرخاشگری رابطه دارد. کسانی که الکل مصرف می کنند، آسان تر از انسان های هشیار، الفاظ رکیک به زبان می آورند.

عده‌ ای دیگر در مقابل ذاتی بودن پرخاشگری اعتقاد دارند که فکر ذاتی بودن پرخاشگری برای انسان خطرناک و مخرب است زیرا داشتن چنین فکری سبب می‌ شود که پرخاشگری مانند میل به غذا یک واکنش اجتناب ناپذیر تلقی شود بنابراین انسان در کنترل یا کاهش آن نمی‌ تواند نقش داشته باشد همچنین این گروه دلایل فراوانی را مبتنی بر اینکه پرخاشگری منشأ غریزی و ذاتی نمی‌ تواند داشته باشد ارائه داده‌ اند به همین دلیل از نظر اجتماعی هم قابل آموزش است هم قابل پیشگیری و کنترل. این گروه دلایل خود را در این باره این‌ طور برمی شمرند:

۱: دشمنی ذاتی بین حیوانات وجود ندارد و آنچه ما در این مورد می‌ بینیم آموزش‌ هایی است که والدین این حیوانات به آن‌ ها داده‌اند.

۲: وجود کروموزوم اضافی را نمی‌ توان دلیلی بر ذاتی بودن پرخاشگری دانست، کروموزم اضافی سبب افزایش و درشتی اندام می‌ شود ولی چه بسا وجود اندام قوی و قد بلند از نظر اجتماعی خود یک امتیاز است و این گونه افراد را به عنوان مأمون، آدم‌کش که حالت‌های پرخاشگرانه را به وجود می‌ آورند باشند حال می‌ توان عده‌ ای از پرخاشگران را یافت که فاقد کروموزم اضافی نیز هستند.

۳: تحریک الکتریکی هیپوتالاموس در مورد حیوان وقتی موجب رفتار پرخاشگرانه می‌ شود که او در برابر حیوان ضعیف تر از خود قرار گرفته باشد اگر حیوان در مقابل او قویتر از وی باشد واکنش او فرار و ترس است نه پرخاشگری. در انسان نیز حالت هیجانی عصبانیت و پرخاشگری بر طبق نظریه تحریکی- شناختی ناشی از شناخت فرد از کلمات و مفاهیم به عنوان ابزار عصبانی ‌کننده و توهین‌ آمیز استفاده کرد به همین دلیل ممکن است از دو فرد یکی در برابر شنیدن کلمه‌ ای عصبانی نشود و دیگری در برابر شنیدن همان کلمه عصبانی شود حال آنکه اگر پرخاشگری ذاتی بود بایستی هر دو نفر عصبانی می‌ شدند.

گذشته از دو گروه اصلی مطرح شده، گروهی معتقدند که رفتار پرخاشگری ریشه در عدم فرصت یادگیری دارد، یعنی کودک به علت اینکه فرصت یادگیری نداشته و یک موجود ناپخته ‌است، نمی‌ داند که نسبت به یک محرک چگونه عمل کند لذا ممکن است به صورت پرخاشگری از خود واکنش نشان دهد؛ لذا این کودک بایستی به مرور یاد بگیرد تا چگونه پاسخ محرکات را به صورت مناسب دهد.

گاهی رفتارهای پرخاشگرانه ناشی از یک احساس ناامنی است که در حقیقت این رفتار یک پاسخ دفاعی به وضعیت ناامنی است که در آن قرار گرفته ‌است. یک کودک با ابزار دفاعی که یک حرکت پرخاشگرانه ‌است از خود دفاع می‌ کند تا وضعیت ناامن را زا بین ببرد.

آیا ناکامی باعث پرخاشگری می شود؟

گرچه پاسخ افراد نسبت به ناکامی بسیار متفاوت است زیرا عوامل ناکام‌ کننده و شخصیت فرد ناکام شونده دامنه بسیار گسترده‌ ای دارند در مجموع می‌ توان گفت که پاسخ ناکامی پرخاشگری یعنی رفتار دشمنانه و تند به هنگام عدم سازگاری با موفقیت در این رفتار در زندگی روزمره ارتباط بسیار نزدیک با ناکامی دارد مثلاً کودکی که از بازی کردن منع می‌ شود در اثر خشم اخم می‌ کند یا پاهای خود را بر زمین می‌ کوبد. چیزی که ثابت شده ‌است این است که ناکامی پرخاشگری را افزایش می‌ دهد پرخاشگری می‌ تواند ناکامی‌ های فشرده را رها سازد و نوعی تسکین موقتی برای فرد مزاحم آورد اما پایان آن معمولاً رضایت بخش نیست به هنگام مواجه شدن با ناکامی باید آن را به صورت یک مسئله مطرح کرد و به دنبال آن راه چاره افتاد. پرخاشگری ممکن است مستقیماً خود مانع را هدف قرار دهد.

جان والر و همکارانش فرضیه پرخاشگری در کلمه پاسخ به ناکامی را ارائه نمودند که در آن پرخاشگری همیشه در پی ناکامی خواهد بود.
این افراد مانند فروید پرخاشگری را در حکم عامل تصفیه می‌ دانستند پیداست که فرضیه ناکامی- پرخاشگریها می‌ توانند واکنشی در برابر ناکامی باشد اما عوامل دیگری نیز می‌ تواند در پرخاشگر بودن یا نبودن یک کودک مؤثر باشد افزون بر آن ناکامی یا سایر تحریک‌ های عاطفی همیشه موجب پرخاشگری نمی‌ شود.

عوامل روانی در ایجاد پرخاشگری چیست ؟

عوامل روانی زیادی در پرخاشگری انسان دخالت دارند که این عوامل عبارت اند از: پاسخ شخص به شرایط، عوامل شناختی ، یادگیری و عوامل اجتماعی و فرهنگی . طبق نظر بهترین دکتر روانشناس مرکز مشاوره شرایط ناکام کننده و آزار دهنده از مواردی است که پرخاشگری را موجب می شود به عبارتی ناکامی یعنی مسدود شدن مسیر تحقق هدف . علاوه بر آن درد، توهین و اتفاقات تلخ مثل طلاق، شرایط آزار دهنده، شامل محیط فیزیکی هم می شوند. برخی عوامل نظیر سر و صدا، آب و هوا و ازدحام می توانند پرخاشگری را ایجاد کنند برای مثال با بالا رفتن دما در تابستان و یا مواجهات روزمره با دیگران و تجربه های آزار دهنده میزان پرخاشگری را بالا می برند. از عوامل شناختی موثر بر پرخاشگری می توان به تفسیر ما از موقعیت ها اشاره کرد. انتظارات، انصاف، نیت ها و مسئولیت پذیری از مواردی هستند که پرخاشگری را موجب می شوند.

درمان پرخاشگری چگونه است؟

برای کنترل پرخاشگری باید ریشه و علت آن را کشف کرد. حرف زدن با شخصی دیگر درباره‌ احساساتی که منجر به پرخاش می‌ شود، برای درمان این حالت مفید خواهد بود. گاهی ‌اوقات هم با تغییر حرفه یا سبک زندگی می‌ توان از احساسات منفی پرخاشگری دور شد. استراتژی‌ هایی برای درمان حالات منفی این مشکل وجود دارد. برای نمونه، می‌ توان شیوه‌ برقراری ارتباطات صادقانه و صریح را یاد گرفت تا از پرخاش و تهاجم در برقراری ارتباط دور شوید.

روانشناسان معمولا برای رفع پرخاش و تهاجم در افراد، جلسات روان درمانی را توصیه می‌ کنند. مثلا رفتار درمانی شناختی (CBT) به شما در کنترل رفتارهایتان کمک می‌ کنند. به یاری این روش، نوعی مکانیزم برای کنار آمدن با شرایط مختلف آموزش داده می‌ شود. درواقع، عواقب کارهای هر فرد به او گوشزد خواهد شد. گفت‌وگو‌ درمانی هم روش دیگری است که به درک ریشه پرخاشگری می‌ انجامد و به رفع احساسات منفی نیز کمک شایانی می‌ کند.
در برخی از موارد هم پزشک برای رفع مشکل، دارو تجویز می‌ کند. مثلا داروهای (AEDs) نظیر فنی‌ توئین، کاربامازپین و… . اگر فردی دچار آلزایمر، اسکیزوفرنی یا اختلال دوقطبی باشد هم از داروهای تثبیت‌ کننده خلق استفاده خواهد شد. تجویز مکمل‌ های اسیدهای چرب امگا ۳ نیز رایج است. بنا به علت و ریشه‌ پرخاشگری، درمان‌ های متنوعی وجود دارد که باید درباره‌ آنها با پزشک صحبت کرد.

راه های کنترل پرخاشگری چیست ؟

در زیر به معرفی مراحل کاهش عصبانیت و پرخاشگری اشاره می کنیم و به وسیله ی آن ها می توانید در مدیریت پرخاشگری خود موفق شوید. با طی کردن این مراحل می توانید آماده مواجهه با رویداد عصبانیت آفرین شوید.
هر چه بیشتر روی این موضوع کار کنید عصبانیت زندگی شما کمتر خواهد شد. مدیریت پرخاشگری و عصبانیت کمک می کند به جای واکنش گری، پاسخ گرا باشید. واکنش فوری و بدون فکر و به عبارتی رفتار به صورت خودکار هنگام ناراحتی موجب می شود به اطرافیان آسیب بزنید و آنان را آزار بدهید . به جای واکنش نشان دادن سعی کنید پاسخ بدهید، صبر کنید و چند دقیقه فکر کنید و اوضاع را بسنجید و بعد انتخاب کنید . به این ترتیب احتمال این که با خانواده و اطرافیان رابطه محترمانه و اثر بخشی برقرار کنید بیشتر می شود. با استفاده از راه حل هایی که مشاور روانشناس ارائه می دهد افکار، اهداف، احساسات و اعمالتان را تغییر خواهید داد. بررسی کردن وضعیت عصبانیت آفرین، بررسی فرایند های درونی خود، تجدید نظر کردن و ساختن هدف مثبت و در نهایت انتخاب رفتار جدید و عمل کردن به آن از مواردی هستند که با مشورت کردن و کمک گرفتن از روانشناس خوب برای کنترل پرخاشگری می توانید دانش و اطلاعات را به دست بیاورید.

پرخاشگری و عدم آگاهی از آن و فقدان مدیریت پرخاشگری می تواند روابط خانوادگی، زندگی زناشویی و اجتماعی را تحت تاثیر قرار دهد از این رو برای این که بتوانید بر این رفتار خود کنترل داشته باشید باید ترفند های موثر برای مدیریت آن را از سوی فرد متخصص مشاور در کلینیک روانشناسی کمک بخواهید. روانشناس در مرکز روانشناسی راه و روش موثر را در جهت کنترل خشم و عصبانیت و پرخاشگری آموزش می دهد و با توجه و آگاهی به خود به مرور زمان می توانید در جهت بهبود سلامت روانی خود گام بردارید.

چه مواقعی می‌ توان فهمید که عزیزان ‌مان دچار پرخاشگری مخرب شده‌ اند یا فقط واکنشی احساسی نسبت به مسائل بروز می‌ دهند؛
تشخیص این موضوع کمی دشوار است، زیرا کسانی که دچار پرخاشگری و رفتارهای تند می‌شوند، معمولا عذرخواهی می‌ کنند و معتقدند که عمدا کاری نکرده‌ اند. به‌ هرحال، رفتارهای پرخاشگرانه به ‌خاطر تحریک شدن از سوی منبعی شکل می‌ گیرند. ابراز رفتارهای پرخاشگرانه در برخی از شرایط کاملا طبیعی است. مثلا فرض کنید، شخصی مورد آزار و تهدید دیگری قرار گرفته است، در این صورت بدیهی و طبیعی است که با وجود چنین تجربه‌ ای شخص دچار پرخاش بشود. برای تشخیص اینکه فردی دچار پرخاشگری شدید و غیرعادی شده یا نه، باید به میزان بسامد پرخاش‌های او نیز توجه کرد. اگر توجیه خاص و محرک ویژه‌ای برای ایجاد پرخاش و خشم در شخصی وجود نداشته و میزان بسامد این رفتار هم در او بالا است، یعنی دچار مشکل پرخاشگری شده و واکنشی مقطعی نسبت به فشارها در کار نیست.

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!