سحر بیسادی- کاندیدای دکترا روانشناسی تربیتی
گاهی والدین از کودکی که آرام است، زیاد سؤال نمیپرسد، اعتراض نمیکند و «دردسر درست نمیکند» تعریف میکنند و میگویند:
چه بچهی خوب و ساکتی!
- اما آیا همیشه ساکت بودن کودک نشانهی آرام بودن و سلامت روان اوست؟
گاهی کودکی که بیش از حد ساکت است، یاد گرفته که حرف نزدن، خواستن نداشتن و اعتراض نکردن، امنترین راه برای حفظ رابطه با والدین است.
- چرا بعضی کودکان بیش از حد ساکت میشوند؟
کودک از همان سالهای ابتدایی زندگی یاد میگیرد که رفتارهای مختلف او چه واکنشی در اطرافیان ایجاد میکند.
اگر هر بار که کودک سؤال میپرسد، اعتراض میکند، ناراحت میشود یا خواستهای دارد با واکنشهایی مثل:
- بس کن!
- اینقدر سؤال نپرس.»
- بچهی خوب اینطوری رفتار نمیکنه.
- دیگه گریه نکن.
- الان وقت حرف زدن نیست.
مواجه شود، ممکن است بهتدریج به این نتیجه برسد که بیان کردن خودش دردسرساز است.
در مقابل، اگر وقتی ساکت است بیشتر مورد توجه و تحسین قرار بگیرد، احتمال دارد سکوت برای او به یک راهبرد تبدیل شود.
- کودک ممکن است چه چیزی یاد بگیرد؟
مسئله فقط ساکت بودن نیست؛ مسئله پیامی است که کودک از این تجربه دریافت میکند.
ممکن است در ذهن کودک شکل بگیرد:
اگر چیزی نگویم، دعوا نمیشود.
اگر ناراحتیام را نشان ندهم، والدینم خوشحالترند.
اگر چیزی نخواهم، بچهی بهتری هستم.
و در سالهای بعد، این الگو میتواند خودش را به شکلهای مختلف نشان دهد.
کودکی که همیشه «خودش را کنترل میکند» ممکن است در نوجوانی یا بزرگسالی هم برای بیان نیازها، مخالفت کردن، درخواست کمک یا حتی گفتن «نه» با مشکل مواجه شود.
- سکوت با آرام بودن فرق دارد
یک کودک آرام میتواند احساساتش را بیان کند، سؤال بپرسد، مخالفت کند و دربارهی نیازهایش حرف بزند.
اما کودکی که از ترس واکنش دیگران ساکت میماند، الزاماً آرام نیست.
ممکن است در ظاهر هیچ مشکلی ایجاد نکند، اما در درون خود احساسات زیادی را نگه دارد.
به همین دلیل، بهتر است به جای اینکه فقط بپرسیم:
بچهام چقدر ساکته؟
بپرسیم:
آیا بچهام احساس امنیت میکند که حرف بزند؟
- چه زمانی سکوت کودک نیاز به توجه بیشتری دارد؟
اگر کودک:
- بهطور مداوم احساساتش را پنهان میکند؛
- از بیان خواستههایش میترسد؛
- به سختی «نه» میگوید؛
- هنگام ناراحتی به جای صحبت کردن کاملاً ساکت میشود؛
- همیشه تلاش میکند والدین را ناراحت نکند؛
- برای اشتباه کردن اضطراب زیادی دارد؛
- از مخالفت با بزرگسالان میترسد؛
- یا در مدرسه و روابط اجتماعی نیز بیش از حد منفعل است،
بهتر است این رفتار فقط به عنوان «بچهی مؤدب و آرام» دیده نشود.
گاهی این رفتار میتواند نشانهای از ترس از تعارض، اضطراب، نیاز شدید به تأیید یا دشواری در بیان هیجانها باشد.
به جای تشویق سکوت، چه چیزی را تشویق کنیم؟
قرار نیست کودک را به پرحرفی یا لجبازی تشویق کنیم.
هدف این است که به او یاد بدهیم:
میتوانی حرف بزنی و همچنان دوستداشتنی بمانی.
مثلاً به جای اینکه فقط بگوییم:
آفرین که ساکت نشستی.
گاهی بگوییم:
خوشحالم که احساساتت رو به من گفتی.
یا:
میفهمم با حرف من مخالفی؛ بیا دربارهاش صحبت کنیم.
یا حتی:
لازم نیست برای خوشحال کردن من همیشه با من موافق باشی.
این جملهها به کودک کمک میکنند بفهمد رابطهی امن، جایی برای بیان احساسات و اختلاف نظر هم هست.
- کودک به «اجازهی حرف زدن» نیاز دارد
یکی از مهمترین نیازهای عاطفی کودک این است که مطمئن باشد میتواند بدون از دست دادن محبت والدین، دربارهی احساسات و نیازهایش صحبت کند.
کودکی که یاد میگیرد:
«میتوانم ناراحت باشم.»
«میتوانم سؤال بپرسم.»
«میتوانم مخالفت کنم.»
«میتوانم کمک بخواهم.»
«میتوانم اشتباه کنم و هنوز دوستداشتنی باشم.»
در واقع در حال یادگیری امنیت هیجانی و مهارت بیان خود است.
یک نکته مهم برای والدین
گاهی ما ناخواسته کودک را برای رفتاری تشویق میکنیم که در کوتاهمدت برایمان راحت است، اما ممکن است در بلندمدت به ضرر او باشد.
ساکت بودن، همیشه نشانهی تربیت خوب نیست.
کودک سالم فقط کودکی نیست که حرفشنوی دارد؛ کودکی است که احساس امنیت میکند تا بتواند حرف بزند.
- پرسشهای متداول
آیا تشویق کردن کودک به سکوت همیشه اشتباه است؟
خیر. کودک باید یاد بگیرد در موقعیتهای مختلف رفتار مناسب داشته باشد. مسئله زمانی ایجاد میشود که کودک احساس کند فقط وقتی ساکت، بیاعتراض و بدون نیاز است، مورد پذیرش قرار میگیرد.
چرا بعضی کودکان احساسات خود را بیان نمیکنند؟
دلایل مختلفی وجود دارد؛ از سبک فرزندپروری و تجربههای خانوادگی گرفته تا اضطراب، ترس از قضاوت، تجربهی تنبیه یا نادیده گرفته شدن احساسات.
چطور به کودک کمک کنیم بیشتر درباره احساساتش حرف بزند؟
با پرسشهای باز، گوش دادن بدون قضاوت، نامگذاری احساسات و نشان دادن اینکه مخالفت یا ناراحتی کودک باعث از دست رفتن محبت والدین نمیشود.






